سلام

اینبار اگه خدا کنه
اگه فقط نگام کنه
من دیگه هیچی نمیخوام
حرفام و باور بکنه
بهش میگم اگه بخواد
چشمامو فرشش میکنم
دلو به دریا میزنم
میگم که عاشقش منم

میگم که از همه سری
تویی فقط دل میبری
میمیرم اون روزی که تو
از سر راهم بگذری
قلب من مال توست
این تنها یادگاره
اون منم که بی تو
هر لحظش انتظاره
قلب من مال توست
این تنها یادگاره

ببین که بی تو نمیشه
تنهای تنهام همیشه
انگار که دیوونه شدم
شب و روزم پشت شیشه
اسم تو هیچ وقت از لبم
حتی یه دم دور نمیشه
همدم من تویی فقط
هیچکی برام تو نمیشه

تولدت مبارک عزیزم

از طرف شریک زندگیت : فرزانه
آرزومه که يه روز
تو کلبه ي قشنگمون
يه شب صاف مهتابي
با ديواراي عنابي
دست بکشم رو گونه هات
خيره بشم به اون چشات
حس کنم کنارمي
تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه
دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه
لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم
از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاکمون
يه جشن کوچک بگيريم

دونه دونه توی ناودون
قطره های سرد بارون
بی تو اما يه کويرم
تو نباشی من می ميرم

نه اهل روزگارم نه همنشين سايه
بزن به سيم آواز تا آخر گلايه
رو سرزمين بي سر يه سرو سربلندم
به شاخ و برگ سبز خودم دخيل مي بندم

تا بعد...
سلاااااااااااام دوستای خوبم سلاااااااااااااااااااااااااااام من عقد کردم
قراره مراسم مفصلم افتاد برای اول خرداد
این چند روزم یا آقا مهدی خونه ما بودن یا من خونه اونا
خلاصه نیومدم دلیلش این بود
بچه ها دیروز رفتیم لباس عروس گرفتیم و کلبه عقد و...
نوبت آرایشگاه زدیم و حلقه گرفتیم و ........
امروزم باید بریم دنبال کارت عقد و فیلمبردار
مهدی جان حالا دیگه با تمام وجود داد میزنم :
با تمام وجود دوستت دارم

سر سفره عقد واسه همتون دعا کردم اگه صدام به خدا برسه

مهدی جان:
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم...

همنفس قسمت من دوستت دارم یه عااااالمه
شبها چشمانم میعادگاه اشک می شوند و
غم همنشین قلبم دوباره بغضهای خسته و کهنه
اسیره گلوی سردم می شوند
ای کسی که در حکایت شب پنهان شده ایی
به عظمت ابیه دلم نظری کن و ببین
این دل چه عاشقانه می تپد
فقط در انتظاره امدن تو.........!!!

آخرش دل را به دریا می زنم
زندگی را رنگ رویا می زنم
هرچه باداباد،هر جا می رسم
دم ز عشقت بی مهابا می زنم
گر مرا از خود برانی عاقبت
مثل مجنون سر به صحرا می زنم
من از این ساحل نشینی خسته ام
با غمت دل را به دریا می زنم

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی
چه اشک بی صدایی داری ای دل
چه درد بی دوایی داری ای دل
ولی با این همه بازم غمی نیست
تو هم آخر خدایی داری ای دل

تا بعد...

باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می خواد
چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش
چون که آبروی عشق رو می خرم، با من باش
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش

به شوق روي تو من زنده ام خدا داند

یادت میاد که بی صدا تو با چشات حرف میزدی
دور شدی از خیالم تو خودت اینو خواستی

نوبتیم که باشه این دفعه نوبت ماست

نذار دلم بسوزه تو عشق نیمه کاره

یادت میاد میگفتی هرچی که بو د بازی بود
طفلی دلم که حتی به بازیم راضی بود

من بی وفایی رو از تو یاد گرفتم
بد جوری عاشقت شدم ....

آره عاشقت شدم قد ریگای بیابون
قد اون لحظه که خورشید میسوزونه تو تابستون


دارم از تو مينويسم اي عزيز رفت از دست...

دوستت دارم

فرزانه فدات جيگرررر
من ديگه خسته شدم بسكه چشام بارونيه
پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برا م تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي توخالي ساده مردن واسه چي
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نميخوام در به درپيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يايه موجود كم و خالي پر اِفاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم


به نام نامی عشق من از کنارتون نمیرم دوستای گلم
پس از باران عزیزم نگران من نباش من هرجا باشم کنارتونم
http://pasazbaroon.persianblog.com

منتظرم میمونی؟
تو روبه خود خدا قسمت میدم از عشقم نگذری ..

فرزانه تنهاتر از همیشه ست کی میتونه کمکم کنه؟
آه...
![]()
کاری نکنین که...

دوستان خوبم ازاینکه وبلاگ منو خوندید ممنونم
امیدوارم خوشتون اومده باشه

این تقدیم به شما...
به امید دیدار...
سلام اولین خبر من بیستم فروردین تولدمه دارم خودمو براش آماده
میکنم

چی میشد که به من مبتلا بشی

با من نبودی شناختمت شناختمت شناختمت

ببین منو که باز اینجا تنهام
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست.... تقدیم به...تو
اي گل تازه كه بويي زوفا نيسـت تــو را
خبـر از سرزنـش خـار جـفا نيسـت تــو را
رحم بر بلبـل بي برگ نوا نيسـت تــو را
التفاتــي به اسيـران بـلا نيسـت تــو را
ما اسير غم و اصـلا غم ما نيسـت تــو را
ما اسير غم خود رحـم چـرا نيسـت تــو را
فارغ از عاشــق غمنـاك نمي بايـد بــود
جان من اين همـه بي بـاك نمي بايـد بـود
بي تو هرگز ....

دوستت دارم خيلي زياد
به چشماتم خيلي مياد
یک سال گذشت امیدوارم سال دیگه سال خوبی واسه همتون باشه

تو چشم من نگاه کن منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم برای اولین بار
.
.
.
.
.
برای آخرین بار

(س .... ) عزیزم سال نوی خوبی داشته باشی
منم دوستت دارم
به یاد تو
هر چي شعر عاشقونست من براي تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسي وارثه شه
فدات * فرزانه
ادامه مطلب
تو چه زندگيهايي که تو روياهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم
دارم از تو مينويسم که نگي دوستت ندارم
از تو که با يه نگاهت زير و رو شد روزگارم
دارم از تو مينويسم دارم از تو مينويسم
دارم از تو مينويسم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسي رو جز تو نداشتم اسمي جز تو نميذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون از غصه توست
اون از غصه توست

من كه داد از تو بغير از تو نبردم به كسي
شرط انصاف نباشد كه بدادم نرسي....

نازنينم عاشقي بد درديه
دل عاشق شكستن نامرديه

از تو لبریزم و بی تو خالی
از حتی خود من

خدایا دستم به دامنت
کمکم کن بی اون نمیتونم
بی من نمیتونه
با هم میشه یعنی؟؟؟

به پای تو هدر شدم
یه عمره در به در شدم
***********
به خدا دوستت دارم ( س....)
از طرف اوني كه تنهاست، تنها اومده
تنها ميره تنهاش ميزارن
تنهات نمي زاره
تنها يك ارزو داره
اونم اينه كه تنهاش نذاري
فدات* فرزانه

نه میتونم بگم برو نه میتونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین تو اوج اوج آسمون
اگه کسی میخواد یه مطلب با معنی بخونه
ادامه ی مطلبو بخونه من که برای اولین
بار که خوندم واقعا خوشم اومد قربان شما
فرزانه

وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
![]()
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

تا بعد...
ادامه مطلب

دلم آنگاه خوش گردد كه تو دلدار من باشي
مرا جان آن زمان باشد كه تو جانان من باشي

رحم كن بر دل بي طاقت ما اي قاصد
نااميدي خبري نيست كه يك بار آري
تو كز ميان دل من قدم برون ننهي
نمي شود كه دمي در كنار من باشي

اي سهمت از بار امانت هرچه سنگين تر!
بگذار تا من هم شريك قسمتت باشم
به پیش روي من، تا چشم ياري مي كند، درياست !
چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست !
درين ساحل كه من افتاده ام خاموش، غمم دريا، دلم تنهاست
. وجودم بسته در زنجير خونين تعلق ها ست !
موج، با من مي كند نجوا، كه : « هر كس دل به دريا زد رهائي يافت !
كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت ... »
مرا آن دل كه بر دريا زنم، نيست
! ز پا اين بند خونين بر كنم نيست ،
اميد آنكه جان خسته ام را ، به آن ناديده ساحل افكنم نيست


زدم به سیم آخر و ...

