سلام دوستای گلم
بابت دیر آپ کردنم شرمنده
بابت عکس پست قبلیمم شرمنده جبران میکنم
دوستایی هم که نتونستم بهشون سر بزنم
همین حالا جبران میکنم

راستی ۲۱ خرداد تولد همسر عزیزمه
مهدی جان عزیزم پیشاپیش تولدت مبارک
سلام حال شما شرمنده دیر آپ کردم
آخه دستم به مراسم عقد بند بود گذشت سه شنبه قلب بود
خدایا شکرت
به تک تک دوستان عزیزمم حتما سر میزنم
داداشی گلم تبریک میگم افتتاح وب جدیدرو
قرررررررربان شما تک تک کسایی که به من سر می زنن
تا بعد..

بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريست
آن گاه تبسمت زيباتر ازرنگين كمان بعد از باران خواهد شد
اما هيچ گاه اين اجازه را به كسي نده
كه به اين زيبايي عادت كند

خواستم هدیه ای برایت بفرستم
گل گفت مرا بفرست تا با عطر خو او را شادکنم
گفتم او خودش گل است
خار گفت مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فروروم
گفتم تو انقدر مهربان است که دشمن ندارد
بلبل گفت مرا بفرست تا با اوازم او را شاد کنم
گفتم نه او خوش صداست
ناگهان صدای قلبم به گوشم رسید
صدای تاپ تاپ قلبم بود که می گفت مرا بفرست تا دوستش بدارم

این تقدیم به اونایی که یه یاربی وفا دارند:
روز آشنایی مون رو تن یه درخت بید
یار بی وفای من عکس دو تا دل رو کشید
گفت یکی از این دلها فدای اون یکی میشه
عاقبت کشت دلمو تا که به آرزوش رسید

اینم تقدیم به مهدی خودم : همسفر قسمت من
یه نفر میاد که دلم داره هواش
تو گوش دلم پیچیده زنگ صداش
خورشید نگاش اگه نتابه تو شب سیامون
در قطب ظلمت یخ آجين ميشه كوير دلامون
آه اگه نياد اوني كه اسمش رو لب بهاره
اوني كه اسمش آخرين برگ باغ انتظاره
بي تو در تقدير مردابه دلم
خسته تر از روح گردابه دلم
تو بيا كه آخرين برگ مني
آرزوي لحظه مرگ مني
تو بيا كه خسته ام ز جهان گسسته ام
اي كه اسم تو طلوع باور صبح
آه اگه نياي با خنده از در صبح
وقتي شب ميرسه ، مثل يه همزاد پير
تو گلوم ميشكنه فرياد دستمو بگير

دلم گاهي برای خودم تنگ می شود و برای خود می گریم
گاه دلم برای خود می سوزد
و دست نوازش برسر کودک يتيم دلم ميکشم.
گاهی دلم دور از چشم خدا کمی کفر می گويد
وزمانی دزدانه به دلت خيره مي شود.مهدي جان...
گاهی دلم محوترين لبخندها را می زند
و اندکی بعد آرامتر از نگاهي می شکند.
وقتی از همه می گريزم تنها ترين همنشين تنهاييهايم ميشود.
اما دلم هر چه هست برای لحظه رسيدن تنگ است...

يادم باشه كه يادت باشه
كه يادم بياري كه يادت بيارم
كه ياد بگيري كه يادم بياري كه
هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره
اينو يادت نره

بازم به سر زد امشب, اي گل هواي رويت
پايي نمي دهد تا ,پرواز كنم به سويت
گيرم قفس شكستم ,وز دام و دانه جستم
كو بال آن كه خود را, باز افكنم به كويت.
تا كي چو شمع گريم, اي گل درين شب تار؟
چون صبح نوشخندي, تا جان دهم به بويت
جان و جواني ام رفت اي گل در آرزويت


