اشک های یخیمو پاک کن
در جستجوی یار دل آزارکس نبود این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
تقدیم به عشق تمام عاشقان بی همنفس
تو مي خواي تموم حرفا ، رنگ فاصله بگيرن
برن و يه گوشه دل بي كَسم بميرن
تو مي خواي نگاه سادم، پا نذاره تو خيالت
نمي خواي حتي يه لحظه ، بپيچه تو پر و بالت
نمي خواي حتي تو رويام ، پا توي جاي پات بذارم
نميخواي حتي به يادت ، اشك تو چشام بيارم
سادگيه اون نگاتو ، مشق هر شبم مي كردم
اما دنبال همونا ، حالا تو رويا مي گردم
اما هر چي بود گذشته ، مهر خاطراتو روش زد
مي دوني نفرت و كينه ، تو دلم گذشته از حد
حالا تو غريبه اي كه ، حتي چهرشم يادم نيست!
يه فرشته بودي حالا ، اون فرشته آدمم نيست

|+| نوشته شده
توسط فرزانه در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 11:0 |

