تبليغاتX
اشک های یخیمو پاک کن
اشک های یخیمو پاک کن
در جستجوی یار دل آزارکس نبود این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
فقط به خاطر تو........


می دانم که یک روز تمام نوشته هایم را می خوانی، می دانم.


تمام آن را بدون اینکه کلمه ای از آن را جا بیندازی.


نتوانستم عشقم را بر زبان بیاورم، نتوانستم. و نخواهم توانست. می دانم

.
  همیشه از خود پرسیده ام :


چرا باید باورم کنی. مگر چه در وجود من است که باعث سرافکندگی ات نشود.

 نمی دانم.


  همیشه با خود گفته ام :


کلمه عشق مقدس تر از آن است که با هر تپش قلبی،

 نام عشق بر روی آن بگذاری.


ولی نمی دانم چرا به این راحتی "عشق" را بر زبان می آورم. واقعا نمی دانم.

  و در پایان :


خود را پایین تر از آن می بینم که لحظه ای تو را برنجانم با حرف هایی بی سروته

 ازعشق


با کلماتی بی مقدار که فقط می تواند از بی ارزشی چون من بر زبان آید.


اگر بخوانی تمام آنچه را که نوشته ام، می نویسم و خواهم نوشت، فقط به یک چیز خواهی

 رسید و آن کمال گستاخی وجود من است. می دانم


|+| نوشته شده توسط فرزانه در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 11:27 |